مصاحبه ای به رنگ نم باران

دیشب مصاحبه آقای محمد صالح علا را با احسان عبدی پور  گوش می کردم ،چه دنیای عجیب و غریب  است دنیایی که در حال  گذراندن آن هستیم ،من چند ماه پیش این مصاحبه را نصفه ونیمه گوش داده بودم خیلی حسرت خوردم چرا نتونستم کامل آن را بشنوم اما وقتی توانستم کامل این مصاحبه را گوش کنم چنان ذوقی کردم که خدا می داند .

گاهی بعضی حرف ها به یاد ماندنی هستند وبعضی آدم ها هم فراتر از یک جسم خاکی

محمد صالح علا ، صدایش ، شعر خوانی اش نم نم باران را برایم تداعی می کند آرامشی عاشقانه اما با یک سرکشی نرم .

واحسان عبدی پور نویسنده جنوبی که هیچ چیزی مانع این نشد که از جنوبی بودنش کمی کوتاه بیاید .لهجه بی آلایش وگرم وصمیمی جنوبی که پراز رفاقت است

توی این مصاحبه از خاطرات گفته شد  روایت هایی داستان واره جذاب و واقعی از یک زندگی جنوبی با همه المان هایش.

از نزدیک نمی شناسم شان اما گاهی کافی است برای یکبار هم که شده شعری بشنوی وحس کنی این صدا تا کجای درونت  و وجودت رسوخ پیدا کرده صدای محمد صالح علا هم از جنس همین صداست

گاهی درون ما آدم ها دنبال صداها ویا نگاه هایی می رود که چیزهایی در خودشان دارند که گاهی آنقدر پاک هستند که جنبه تقدس می گیرند

برای من صرفا گفتگوی محمد صالح علا واحسان عبدی پور یک مصاحبه معمولی نبود

چقدر حرف داشت احسان عبدی پور و چقدر رویا هایش در فضای ذهنم غوطه می خوردند آرام آرام.

چه زندگی اش را نم نمکی شبیه زندگی کودکی خودم می دیدم ..چقدر این زندگی دورا دور برایم آشنا بود .

گذشت وچه گذشتن زیبایی

اما سخن اخر

گاهی نیاز هست تجربه های نزیسته خود را از زبان دیگران بشنویم آنها که آن را سخت وگاهی دردآور وگاهی شیرین وگاهی پر از هیجان زیسته اند . رنج ها کشیده وگردش روزگار فولاد شده اند آرام ومحکم.

به اشتراک بگذارید
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در linkedin
پست های مرتبط

2 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *